گرافیک نارنجی

وبلاگ رسمی علی اکبرطاهریان

هر دین و آیینی برای بقای بیشتر و یا ثابت کردن حقانیت خود نیاز به ابزاری دارد و یکی از این ابزار ها تبلیغات است .به دور از هر تعصب دینی و یا مذهبی باید گفت که دین اسلام با کمترین تبلیغات بیشترین ماندگاری را بین ادیان داشته و دارد .یکی  از دلایل آن به گفته علمای مذهبی ماه عزاداری محرم است که حداقل ظاهر ایران را کاملا حسینی می کند و  برای چند روز همه مردم را باهم متحد و برادر می کندو مبالغ هنگفتی برای آن در نذورات بعضا حیف و میل می شود البته این اعتقاد است و اعتقادات همیشه قابل احترام!!!

به هر روی نمی توان آثار مهم تبلیغات  را در ماندگاری این دین مقدس نادیده گرفت پس دراینجاست که اثر رنگ درمراسم عزاداری حسینی  بیش از پیش نمود پیدا می کند تا بتواند جو ذاتی و روحانی عزاداری را مقدس تر کند.

شنیده ها و دیده ها و مستندات حاکی از آن دارد که  دلیل استفاده نکردن از رنگهای سردی مثل ابی  بنفش و یا سرمه ای این است که این رنگها به خاطر آرامش خاص خود اجازه شور آفرینی را در مراسم نمی دهد و به هیچ وجه نمی توانند جای رنگهای اصلی مراسم یعنی  مشکی سبز  سرخ  سفیر و زرد را بگیرد وانگهی نوع ترانه سرایی ها و نوحه سرایی ها و طول موچ آنها هیچ تطابقی با رنگهای سرد ندارد.

پوستر ها و بنر ها نیز  بیشتر مواقع از همین گروه رنگ استفاده می کنند.

به هرترتیب برای بیان  مطلب بد نیست که متذکر شوم که هر گروهی از رنگها از دو طریق وارد یک فرهنک می شوند

1-فرهنگ و تاریخ و حکومت آن فرهنک       2-مفهوم واقعی  وروان شناسی رنگها

- رنگ مشکی جدا از اینکه روزی به عنوان رنگ پرچم ایران بوده به خاطر هماهنگیش با باقی رنگها از قدیم الایام جز رنگهای سنتی و به ناحق مذهبی ایران قرار گرفته است.

البته شاید دلیل اصلی استفاده این رنگ در مراسم عزای حسینی غم و اندوه خاصی است که در این رنگ وجود دارد و دانشمندان بزرگی مثل ایتن نیز بر روی آن صحه گذاشته اند به علاوه این رنگ نوعی اعتراض و بی علاقگی به دنیای مادی و.از نظر روان شناسان هم ثابت شده است که این رنگ می تواند بهترین رنگ باشد برای تسلای رنج دیده گان یک ماتم !!!

معمولا فونتها را با رنگ مشکی نمی نویسند زیرا این رنگ در سطوح وسیع قدرت واقعی خود را نشان می دهد وبه همین علل است که رنگ اول عزاداری امام حسین (ع) از زمان بابلیها تا به امروز  در حالت تدریجی انتخاب شده است.

همچنین رنگ مشکی با خطوط منظم و تیز صف های طولانی دسته های عزاداری و همچنین با شکل دایره ای سینه زنی بیشترین هماهنگی را دارد.

اگر ازعلت پوشش مشکی امام حسن (ع) بگذریم اکثر علما رنگ مشکی را جز در عزای حسینی مکروه اعلام کرده اند.

- بعد از رنگ سفید رنگ اصلی اسلام رنگ سبز است که به رنگ سیدی بین ایرانیان ومسلمانان معروف است و ناخواسته به جای رنگ اول ایرانیان یعنی فیروزه ای نشسته است.این رنگ باعث هماهنگی جسم   روح    و ذهن می گردد و در این زمان است که اعتماد به نفس شخصی بالا می رود و شخص  با تفکر و آرامشی خردمندانه به عزاداری موثر و تاثیر گذارخودمی پردازد.اصلا شاید دلیل استقبال ایرانیان از رنگ سبز بهشتی بودن این رنگ در قران مجید باشد و همین دلیل کافیست که این رنگ از زمان نادر شاه در پرچم ایران  قرار بگیرد تا غرور و بلند پروازی ایرانی را به رخ جهانیان بکشد.

در حسینیه ها برای روحانی تر کردن محیط از نوشته ها و یا پا رچه های سبز رنگ  با کمی چاشنی نورپردازی سبزبرای بالا بردن تمرکز عزاداران  استفاده می شود تا مخاطبین با یک آرامش نسبی  و احساسی گوش به سخنرانی بدهند.

کمربند و شال سبز رنگ نشان از ماندگاری و غرور آکنده با تواضع عزاداران دارد و برای ایجاد اهمیت بیشتر برای عزاداری و ایجاد وسعت آن هرگوشه ای هر چند ناجیز رنگ سبز و یا پرچمی سبز در دسته های سینه زنی استفاده می کنند.  

- به نظر می رسد بودن رنگ قرمز برای  بالا بردن انرژی و تب و تاب عزاداری  به واسطه خصوصیت ذاتی آن الزامیست زیرا این رنک با تحریک غدد عصبی میل و اشتیاق بیشتری به عزادار برای مسخ شدنش می دهد .داشتن پیشانی بند قرمز علاوه بر تحریک مغز روحیه شهادت طلبی را تداعی می کند ولی این رنگ با فرم بستن کمربند و شال هیچ سنخیتی ندارد.

استفاده از رنگ قرمز در پرچم همیشه حرف از شهادت طلبی  امام و یارانش را زنده می کند و به خاطر همین روحیه آذری زبان هاست که در بیشتر مراسم عزاداریشان از تعدادبیشتری پرچم  قرمز استفاده می شود.

تابش نور قرمز به التاب مراسم سینه زنی و زنجیر زنی می افزاید ولی بودنش در کنار نور سبز مراسم عزاداری را روحانی و ممتاز می کند.

- رنگ سفید اولین رنگ اسلام به نشانه صلح طلبی آن است و در آیین مختلف اسلامی و دینی در کنار بقیه رنگها از دوسداران حسین دل جویی می کند.

از طرفی این رنگ می تواند جایگاه مناسبی باشد برای پذیرش همه رنگها و هم نشین مناسبیست برای هر گروه رنگی.همان طور که گفته شد شور حسینی همیشه باید پرانرژی بماند و این با خواسته ذاتی رنگ سفید انطباق نداردپس به گونه ای هوشمندانه از این رنگ در مراسم عزاداری کمتر استفاده می شود (امام علی (ع) بزرگترین پرچمش سفید بوده است)

ترکیب سفید و سبز در کنار سیاه و یا قرمز معصومیت قابل لمسی را ایجاد می کند.

-رنگ زرد شاید می توانست به خاطر مفهوم  مادیش  یعنی رهایی از دنیای مادی و امید به خوشبختی بزرگتر(شهادت) و داشتن انرژی زیاد جایگزین مناسبی باشد برای بقیه رنگها ولی به خاطر تنفر برانگیز بودن این رنگ در فرهنگ ایرانی کمتر مورد استقبال قرار گرفته و بیشتر به خاطر درخشش  درعزاداری کشورهای عربی کاربرد دارد.از طرفی نبرد عاشورا مبارزه حق علیه باطل و تبدیل شدن حق به یک خورشید درخشان بوده است   که  این نیز با مفهوم  رنگ زرد منطبق است.

مسلم است که ایران به عنوان مذهبی ترین  جامعه در دنیا عقاید گاه افراطی خود را در کل دنیا پراکنده کرده است و خوشبختانه یا متاسفانه مورد استقبال قرار گرفته  است و در بیشتر کشورهای دنیا این نوع عزاداری به سبک ایرانی وجود دارد.

امید است که معتقدان واقعی  به آنچه که می خواهند در این دنیاو دنیا ی دیگر برسند.

اما سوال اینجاست که آیا واقعا بدون بودن رنگ عاشورا میتواند باز هم عاشورا باشد؟

ایا مردم می توانند به تنهایی عاشورایی در خور بسازند؟

ارادتمندشما

علی اکبرطاهریان

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:7  توسط علی اکبرطاهریان  | 

     
۰

Audi logo

آئودی
چهار حلقه آرم آئودی نمایانگر چهار شرکت کنسرسیوم اتویونیون است که با ادغام در یکدیگر این شرکت را بنا نهادند :د.کا.و , هورش , واندرر , ائودی.
پس از جنگ نام آئودی (به زبان لاتین یعنی " بشنو")حذف گردید اما در سال 1965 مجددا انتخاب شد.از طرف دیگر این نام به نوعی جناس معنایی با کلمه Hoerchدر زبان آلمانی دارد که به معنی شنیدن است و نام یکی از بنیان گذاران شرکت نیز می باشد.

 

 

Benz logo

مرسدس بنز 

ستاره سه پر مرسدس بنز نشان تسلط آن بر زمین ,دریاو آسمان است.این نشان برای اولین بار روی دایملر 1909 دیده شد و ترکیبی بود برای نشان دادن تاج افتخار بنز در تاریخ 1926. نشان کنونی حلقه محاط بر ستاره در تاریخ 1937 طراحی شده است

.

 

BMW Logo

بی.ام.و
دایره بی.ام.و یک ملخ خوش فرم و در حال چرخش هواپیما است.رنگ آبی یاد آور آسمان است.شرکت موتور سازی بایرن(Bayerische Motor Werke)موتورهای هواپیماهای جنگی را می ساخت که کارخانه هایی را که اکنون در تصاحب دارند بمباران میکردند !

 

 

 citroen logo

 سیتروئن

شما ممکن است تصور کنید دو علامت رو به بالا در آرم نظامی سیتروئن به معنای حرکت رو به اعتلا و نزدیک شدن به مهندسی پیشرفته باشد.اما چنین نیست آندره سیتروئن کار در صنعت موتور را با تولید چرخ دنده آغاز کرد و علامت نظامی دو تایی در واقع سمبل دندانه های چرخ دنده هستند.
 

 

Ferrari Logo
فراری
در واقع اسب بلند شده روی دو پا نشانه خلبان آس ایتالیایی در جنگ اول جهانی(Ace در بین خلبانان به کسی اطلاق می شود که حداقل 5 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کرده باشد) فرانسیسکو باراکا بوده است که والدینش فراری را ترغیب کردند تا نشان پسرشان را روی خودروهای مسابقه ای خود قرار دهد.
 
 
ford logo
فورد
دست راست آقای فورد ; آقای هارولد ویلز در دوران نوجوانی از راه چاپ کارت ویزیت امرار معاش میکرد .پس در سال 1903 هنگامی که هنری در جستجوی یک آرم برای شرکت خود بود آقای ویلز ماشین چاپ قدیمی مدل جان بول خود را گردگیری کرد.
مدل ظاهری آرم همان چیزی بود که برای کارت ویزیت خودش استفاده کرده بود.بیضی در سال 1912 ظاهر شد و رنگ آبی در سال 1927 اضافه گردید.
 

maserat logo
میتسوبیشی
گرچه میتسوبیشی فقط 25 سال در انگلستان زندگی کرد اولین خودرو خود را در سال 1917 ساخت.
تاریخچه شرکت به سال به سال 1870 باز میگردد هنگامی که اولین کشتی خود را ساخت.سه الماس ملخ کشتی است. واژه میتسوبیشی به معنای سه منشور است. اخیرا مطرح شده است که این نشان از ترکیب دو نشان خانوادگی تشکیل شده و نمایانگر هیچ بخشی از یک کشتی نیست.ارتباط این نشان با کشتی تصور اشتباهی است که به دلیل سابقه کشتی رانی و کشتی سازی شرکت در اذهان ایجاد شده است.
 
 

mazda logo
مزدا
آرم مزدا چیزی بیش از یک لاله خوش فرم است.این آرم توسط ری یوشیمارا یک شرکت مشهور در زمینه تصویر سازی است تکامل یافته است حرف V نمایانگر بالهای باز شده است و در فرهنگ مزدا به معنای ابتکار, درک هدف, لطافت است.
 
 

Peugeot Logo
پژو
چه رابطه ای بین پزو و تندیس آزادی وجود دارد؟ پاسخ این است که یکی از اولین خودروهای پژو به نام مدل شیر شناخته میشد که نشان محلی شهر بلفورد(محل ساخت مدل مزبور)را روی خود داشت.
 
 

 Porsche logo

پورشه
نشان پورشه نشان محلی شهر اشتوتگارت است.اسب علامت مزرعه اشتات, شاخها و خطوط مشکی و سرخ بخشی از نشان سلطنتی پادشاهی وورتمبرگ است.
 

 

 Reno logo

  رنو
الماس رنو اولین بار به عنوان آرم ایستاده روی درب موتور ظاهر شد و بوق خودرو در پشت آن قرار میگرفت. در سال 1922 قسمت مرکزی نشان برای خروج هوا بریده شد.این نشان شکل امروزی خود را از سال 1924 بهمراه دارد.

 

 

 Romeo logo

آلفا رومئو
علایم فوق نشان رسمی شهر میلان است و مربوط به جنگ های صلیبی میباشد.
 

 

rover logo
رو-ور
روورها گروهی راهزن دریایی یا سرگردان در دریاها بودندچیزی شبیه وایکینگها و از همین رو کشتی وایکینگها همیشه و به اشکال گوناگون در نشان روور وجود داشته است .
 
 

 

skoda logo

 اشکودا
شبیه یک بوقلمون در حال پرواز است اما بوقلمون ها پرواز نمی کنند که شاید برای مدلهای اولیه اشکودا بد هم نبود.اما این نشان در واقع یک پیکان بالدار است که معنای آشکاری بجز مفهوم کلی سرعت ندارد.

 

 

 

 subaro logo

سوبارو
سوبارو اولین کارخانه ژاپنی تولید کننده خودرو بود که نام خود را از زبان خودش استخراج کرد. این نشان اشاره به گروه شش تایی ستارگان خوشه پروین در صورت فلکی ثور دارد که در زبان ژاپنی به نام موتسورابوشی نیز خوانده میشود.
 
 

 

 toyota logo

 تویوتا

ژاپنی ها در مورد نشانهای جنون آمیز کمی ضعف دارند. نشان کنونی تویوتا شبیه یک گاوچران با یک کلاه بزرگ است اما در واقع سه بیضی است که معرفقلب مشتری,قلب تولیدو قلب" پیشرفت فنی در حال گسترش و فرصتهای بیکران"است که دور دو بیضی دیگر قرار گرفته است.
 
 

 

volvo logo

ولوو

ولوو در زبان لاتین به معنای " من می گردم" است و دایره پیکاندار نشان قراردادی فولاد است . دایره و پیکان همچنین یاذآور سپر و نیزه مریخ است که سمبل شیمیایی برای آهن نیز هست(هر یک از سیارات کلاسیک با یک فلز شناخته می شدند)

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:0  توسط علی اکبرطاهریان 

در سال 1992 پدرش برای انجام یک دوره تحقیقی به آمریکا رفت و دنیس و خانواده هم با او وارد آمریکا شدند. در شش ماه اول، دنیس حتی یک کلمه انگلیسی هم بلد نبود و نمی‌توانست با همکلاسی‌ها و معلمین ارتباط برقرار کند. او کم کم انگلیسی یاد گرفت. پدر مادرش به کره بازگشتند اما دنیس و برادرش برای ادامه تحصیل در آمریکا ماندند.

گوگل در اوایل، طراحی لوگوهایش را به هنرمندان خارج از مجموعه خود واگذار می‌کرد. در سال 2000، لری پیج و سرگی برین (بنیانگذاران گوگل) برای دستکاری و بهبود لوگوی چهارم جولای (روز استقلال امریکا)، از دنیس که رشته تحصیلی‌اش هنر و طراحی بود و بعنوان یک دانشجو گاه‌گاهی در گوگل هم بعنوان دستیار وب مستر و نگهداری سیستم کار می‌کرد خواستند تا بعنوان دستیار آرتیست، روی آن لوگو کمی کار کند. برین و پیج می‌خواستند که لوگوها یک اسانس و تم خودمانی‌تری داشته باشند و از آن حالت خشک و رسمی فاصله بگیرند. کار دنیس مورد توجه گوگل قرار گرفت و اولین لوگویی که مستقلا طراحی کرد برای بزرگداشت روز باستیل( فرانسه ) بود.


حروف "O" و "L" را ساده ترین، و اولین "G" در گوگل را سخت‌ترین حروف برای استفاده در طراحی‌هایش می‌داند و تابحال از حرف "E" ، بخاطر اینکه در آخر Google است کمترین استفاده را کرده. از "L" بعنوان چوب پرچم یا مشعل یا آدم برفی استفاده می‌کند. از "O" هم بیشتر بعنوان کدو تنبل روز شکرگزاری، کره زمین، مدال صلح نوبل و پرچم کره جنوبی استفاده کرده.بخش هنری گوگل فقط یک کارمند دارد و آن هم دنیس است که در کنار شغل اصلی‌اش بعنوان وب مستر، لوگوها را هم طراحی می‌کند. لوگوهای دنیس را میلیون‌ها بازدید کننده منتقد دنبال می‌کنند و هربار که لوگویی می‌کشد هزاران انتقاد و عیب و ایراد یا تشویق دریافت می‌کند.

لوگوهای گوگل را مدیران گوگل هر چند ماه یکبار به مناسبت‌های مختلف سفارش می‌دهند و نهایتا این سرگی برین است که با خیره شدن به لوگو و دست به چانه، سبک سنگین طرح‌ها را ارزیابی  و تایید یا رد می‌کند.

البته دنیس برای طراحی لوگوهایی که جنبه خبری دارند (مثل سفر به سیاره مریخ) فقط چند ساعت وقت دارد و برای دیگر لوگوها چند روز یا ماه ...

لوگوهای مخصوص هر فرهنگ یا کشور را اکثرا فقط در سرچ باکس (دومین) ویژه همان کشور نمایش می‌دهند و کاربران سایر کشور/فرهنگها نمی توانند آن را ببینند. مثلا لوگوی نوروز را تقریبا فقط فارسی زبان‌ها می‌بینند.

ویژگی اصلی لوگوها همانا خودمانی بودن و القای این احساس به بیننده است که صرفا، نه با یک کامپیوتر و ماشین، بلکه با آدمهایی از جنس خودشان طرفند.

همچنین اگر شما نیز علاقه‌مند به دانلود تمامی لوگوهای گوگل هستید، می‌توانید این مجموعه را دانلود نمایید.

+ نوشته شده در  ساعت 19:8  توسط علی اکبرطاهریان 

مقاله زیر را شهاب سیاوش
عروس‌خانم، خوش آمدی!
بالاخره پس از مدت‌ها، فونت نستعلیق با نام "ایران‌نستعلیق" به صورت یونیکد با حمایت شورای عالی اطلاع ‌رسانی در دسترس همگان قرار گرفت.
این فونت که با سرمایه‌ای بالغ بر 19 میلیون تومان به سفارش شورای عالی اطلاع‌رسانی طراحی شده، بالغ بر 1048 کیلوبایت حجم و دارای حدود 4200 گلیف می‌باشد! (لازم به ذکر است که فونت‌های رایج فارسی، مانند فونت‌های سری برنا رایانه، فونت‌های فارسی‌نویس مریم و ... حداکثر 60 کیلوبایت حجم و تقریبا حدود 220 گلیف آن هم با احتساب اِعراب دارند!)
 
 
 
مطمئنا از خواندن این مطلب تعجب کرده‌اید، همچنان که در خلسه‌ی شنیدن این سخن هستید، بدانید و آگاه باشید که این فونت با این همه گلیف تنها خط نستعلیق را شامل می‌شود و خبری از شکسته نستعلیق هم در آن نیست! همان‌طور که اینجانب در مقاله‌های قبلی خود گفته بودم، یک فونت کامل نستعلق شامل شکسته و تمام حالات حروف و به صورت یونیکد بر اساس احتمال ریاضی چیزی در حدود 10000 گلیف می‌خواهد!
مطمئنا این فونت از فونت "پاکستان" و همین طور فونت دیگری به نام "نستعلیق" که برای بسته‌‌ی آفیس طراحی شده بود، بارها و بارها بهتر و تناسبات خط در آن بیشتر رعایت شده است:
 
 

 

 این نکته که احتمالا هیچ‌گاه نمی‌توان فونتی از خط نستعلیق تهیه کرد که به زیبایی و شکیلی خط دست‌نویس یا بهتر بگوییم قلم‌نویس آن باشد، تقریبا مورد قبول همگان است. چرا که تناسبات بی‌نظیر و در هم رفتن نقطه‌ها و سر‌کش‌ها و همچنین پیش‌بینی حالات متنوع و بی‌شمار این خط، کار طراحی را بسیار دشوار و تا حدودی غیر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ممکن می‌سازد. اما به هر حال با توجه به لزوم استفاده از این خط در حجم بالا برای نوشتارهای مختلف اعم از کتاب، مجله، روزنامه و ... این فونت می‌تواند تا حدودی مشکلات را برطرف کرده و نیاز به خطاط را مرتفع گرداند (عرض کردیم تا حدودی ... جامعه‌ی خوشنویسان نقشه‌ی ترور بنده یا حسین زاهدی را نکشند لطفا! حسین زاهدی کیست؟ صبر بفرمایید تا لحظاتی دیگر متوجه خواهید شد!)
در این زمانه‌ی سرعت و شتاب طراحی این فونت لازم به نظر می‌رسید، چنان‌که پیش از این نیز بسیاری از استادان از نبودن برنامه‌ریزی دقیق و عدم تخصیص بودجه‌ی کافی به این امر مهم، گله و شکایت‌ها سر داده بودند، تا بالاخره عروس خانم فونت‌های فارسی تشریف‌فرما شدند و چشم ما به جمال ایشان روشن شد!
 

 

در شناسنامه‌ی این فونت از شورای عالی اطلاع‌رسانی و شرکت هامون‌‌سافت که احتمالا اجرای کامپیوتری برای یونیکد کردن فونت را انجام داده و آقای حسین زاهدی که گویا سال‌هاست در هامون‌سافت هستند و بسیاری فونت طراحی کرده‌اند و احتمالا طراح گلیف‌های فونت بوده‌اند، نام برده شده است و تاریخ تولید فونت 2007-2008 نوشته شده است. گویا در ابتدا یعنی حدود چند ماه پیش که فونت تولید شده به صورت رایگان در اختیار عموم قرار نگرفته بوده. (از شما چه پنهان ما که تازه متوجه حضور این فونت شده‌ایم!) اما در حال حاضر فونت ایران‌نستعلیق به صورت رایگان و برای دانلود در سایت www.scict.ir عرضه شده است. به گفته‌ی دکتر بهروز مینایی معاون فنی شورای عالی اطلاع‌رسانی تاکنون بیش از 10000 نفر این فونت را از این سایت دانلود کرده‌اند.
فونت را از اینجا دانلود کنید: همین جا!
 

نکاتی دیگر:
1. این فونت یونیکد است یعنی در تمام نرم‌افزارهایی که از یونیکد پشتیبانی کنند، یا به عبارت ساده‌تر به طور عادی می‌توان در آنها فارسی نوشت کار خواهد کرد. لازم به ذکر است که با شگفتی تمام این فونت در محیط داخلی ویندوز، ورد پَد، نُت پَد، بسته‌ی آفیس و ... فارسی می‌نویسد آن‌هم بدون هیچ ایرادی!
اما مشکل دقیقا از اینجا شروع می‌شود که برخلاف سایر فونت‌های فارسی که به راحتی در نرم‌افزارهای گرافیکی فارسی می‌نویسند، این فونت در گروه نرم‌افزارهای آدوب(ی)، کورل و ماکرومدیا کار نمی‌کند! (این مشکل احتمالا به دلیل متفاوت بودن ساختار یونیکد داخلی نرم‌افزارهای گرافیکی با نرم‌افزارهای نوشتاری یا اداری‌ست. چنان‌که در مراودات ایمیلی که اینجانب با فیلیپ بوکوئه (Philippe Bouquet ) مسوول پاسخگویی شرکت وین‌سافت که فونت‌های "ثلث" و "نسخ" را برای آدوب(ی) طراحی کرده است، داشتم؛ پس از چند مرحله ایمیلینگ! و فرستادن چند نمونه فونت فارسی برای ایشان و فرستادن چند نمونه فونت فارسی OpenType از سوی ایشان برای من و توضیح این‌که، این فونت‌ها در آدوب(ی) فتوشاپ سی اِس 2 اشتباه می‌نویسند، ایشان خاطر نشان کردند که این مشکل در آدوب(ی) فتوشاپ سی اِس 3 حل خواهد شد و مسلما ساختار یونیکد در هر محصول از آدوب(ی) با محصول دیگر تفاوت خواهد داشت و بهتر خواهد شد! امیدواریم آنچنان بهتر نشود که دیگر نتوانیم در فتوشاپ فارسی بنویسیم!

البته به هرحال این فونت در هر شرایطی فارسی می‌نویسد و نستعلیق هم می‌نویسد اما به شکل زیر! (آدوب(ی) فوتوشاپ سی اِس 1):
 

 

جالب است که این فونت در آدوب(ی) فتوشاپ سی اِس اِم ای 2 بسیار بهتر از اِم ای 1می‌نویسد و نمونه‌‌ی تصاویر مقاله با آدوب(ی) فتوشاپ سی اِس اِم ای 2 نوشته شده است. این نرم‌افزار فقط در چسبیدگی‌های بالاتر از بیس لاین و در مواقع خاصی، اشتباه می‌کند!
 

  

این را هم اضافه کنم که با توجه به این‌که ورژن این فونت 1.001 نوشته شده، شما می‌توانید مطمئن باشید که این مشکلات هم حل خواهد شد. این اطمینان را به این خاطر به شما می‌دهم که پروژه‌‌ای که توانسته است حالات متنوع یک خط را به درستی ساماندهی کند و جایگاه‌های درست موقعیت‌های مختلف حروف را تشخیص دهد، در تغییر چند کد برای سازگاری با نرم‌افزارهای گرافیکی مشکلی نخواهد داشت، مطمئن باشید!

البته یک مشکل کوچک دیگر در این فونت مشاهده می‌شود و آن‌هم بیرون زدن نقطه‌ها یا سرکش‌ها از بالا یا پایین است که این مشکل در نرم‌افزارهای گرافیکی به علت تفاوت لیدینگ (Leading) آنها با نرم‌افزارهای نوشتاری‌ست و مثلا در آدوب(ی) این مشکل وجود ندارد و در آفیس هست. بگویم که طراحان فونت به دلیل جلوگیری از در هم رفتن نقاط در موقعیت‌های مختلف و بسیاری معضلات دیگر در واقع مجبور به انجام این کار شده‌اند، چرا که این مشکل تقریبا راه ‌‌‌‌‌حلی ندارد. البته مسلما خوب است که برای آن چاره‌ای اندیشیده شود. (شمار البته‌های من دارد سر به فلک می‌کشد، اما چاره‌ای نیست، خودش می‌آید: البته خاطر نشان کنم که آقای حسین زاهدی در سایت خود توضیح داده‌اند که این مشکل مربوط به پیش‌نمایش مایکروسافت آفیس است و در هنگام پرینت برطرف خواهد شد، مشابه چنین مشکلی در نرم‌افزار نستعلیق‌نویس بسیار انعطاف‌پذیر آدوس هم دیده شده بود، البته به نوعی دیگر)‌
 
2. این فونت فعلا برخی از اعراب‌ را ندارد که نه مهم است و نه در نستعلیق معمولا کسی اعراب‌گذاری می‌کند! دست از سر این خط بردارید، بگذارید پارسی بماند! در عوض، تا دلتان بخواهد ابن فونت گلیف‌های لاتین یا همان انگلیسی دارد: از حدود 4200 گلیفی که نام بردم، حدود 1600 گلیف لاتین است تا در هنگامی که شما صفحه کلیدتان را فارسی ننموده‌اید، جد و آباد فونت درآورده را مورد عنایت قرار ندهید!
باز هم باید خاطرنشان کنم که در نمونه‌ای که کار خود آقای زاهدی بود و اینجانب در جایی دیدم، اعراب‌ به طور کامل در بالا و پایین حروف قرار گرفته بود. نکته‌ای که در اینجا رخ می‌نماید این‌ست که احتمالا نسخه‌ی نهایی‌تر یا کامل‌تری از فونت "ایران‌نستعلیق" موجود است که وقتی 19 میلیون تومان خرجش کرده‌اند، مسلم است که این ایرادات به من و شما ارتباطی پیدا نمی‌کند! همین نسخه را هم که رایگان دانلود کرده‌اید، کلاه‌تان را تا ثریا به آسمان بیاندازید!
 
3. این فونت با کمال شگفتی از Shift+J پشتیبانی می‌کند! (Shift+J در واقع همان خط فاصل یا خط تیره است که هنگام نوشتن ِ مثلا کــــــتـــــــاب از آن استفاده می کنید) روش کار هم به این صورت است که مثلا کلمه‌ی "قلم" که در نستعلیق به دو صورت می‌تواند نوشته شود، با یک Shift+J ناقابل به حال دیگر خود تبدیل می‌شود:
 
 

4. در این فونت همان طور که گفتیم خبری از شکسته نستعلیق نیست! البته قرار هم نبود باشد، چون احتمالا در آن صورت حجم فونت به چیزی در حدود 2494 کیلوبایت و حدود 10000 گلیف می‌رسید! خجالت هم خوب چیزی‌ است! منتظر فونت دیگری برای این کار بمانید، عاقلانه‌تر است تا اینکه بیهوده پافشاری کنید تا شکسته نستعلیق هم در همین فونت گنجانده شود.

 
5. به شدت توصیه می‌شود که این فونت در قالب OTF یعنی همان OpenType عرضه شود که با توجه به حالات متنوع حروف نستعلیق و قرار گرفتن و پشتیبانی این امکان در اغلب نرم‌افزارها، لزوم استفاده از امکان OpenType بیشتر احساس می‌شود (در آخرین لحظات ویرایش این مقاله در سایت پارس‌فونت به اظهار نظر غریبی از آقای حسین زاهدی برخوردم که در آنجا نوشته بود: فونت ایران‌نستعلیق اولین فونت نستعلیق OpenType است! همان‌طور که از اسم OpenType مشخص است این دسته از فونت‌ها دارای پسوند OTF هستند نه TTF یعنی True Type، در حالی‌که فونت ایران نستعلیق TTF است! 
لازم به ذکر است که در فونت‌های OTF شما می‌توانید حالات مختلفی را با توجه به محل قرارگیری حروف به طور دستی یا کلی تغییر دهید، در حالی‌که فونت شما ثابت است و از حالت برداری هم خارج نشده است. نمونه‌ای از فونت OpenType فارسی به این شکل است (این همان فونتی‌ست که آقای فیلیپ بوکوئه برای من ارسال کردند و فکر می‌کنم در آدوب(ی) این‌دیزاین نیز موجود است):
 
 

با توجه به این نکته که معمولا نسخه‌های OpenType از هر تایپ‌فیسی بسیار ارزشمند هستند و این به هیچ وجه دلیل بر کم‌ارزش بودن نسخه‌های TrueType نخواهد بود. ممکن است که آقای حسین زاهدی یا شرکت مُعظَم هامون‌سافت یا شورای عالی اطلاع‌رسانی تمایلی به عرضه‌ی رایگان نسخه‌ی OpenType فونت ایران‌نستعلیق نداشته باشند که البته این امر بسیار بسیار بسیار بسیار (هر چقدر می‌توانید بسیار بخوانید ... من وقت کپی پیست کردن ندارم!) منطقی و درست و عاقلانه و موجه است! هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی ثمره‌ی زحماتش را دو دستی به من و شما تقدیم کند و این نکات را هم اینجانب برای حل شدن مشکلات این فونت ارزشمند و تولید یک کار بی‌نقص نوشتم و نه برای ... .

در پایان باید سپاس و قدردانی خود را از این حرکت فرهنگی و ارزشمند اعلام کرده و بیان کنم که جامعه‌ی چاپ و نشر و صفحه‌آرایی و گرافیک و ... باید این اقدام مفید را با تمام کاستی‌ها و کمبودها شایسته‌ی تقدیر بداند. این حرکت می‌تواند آغازگر تلاش‌های بیشتر و بهتری در زمینه‌ی تولید و تهیه فونت‌های فارسی چه از نوع خطوط اصیل ایرانی و چه از گونه‌ی خطوط غیر اصیل ایرانی باشد! از دست‌اندرکاران این پروژه که بالاخره دست به کار شدند و برخلاف بسیاری از اساتید و صاحب‌نظران فقط اشکال‌تراشی و سخنرانی نکردند، تشکر می‌کنیم و امیدواریم هر چه زودتر نسخه‌های بهتر و صحیح‌تر این فونت را ببینیم!
+ نوشته شده در  ساعت 15:36  توسط علی اکبرطاهریان 

 

Louis Braille’s Birthday - January 4, 2006

Image hosting by TinyPic 

 

World Water Day - March 22, 2005

                             Image hosting by TinyPic 

 

Einstein’s Birthday - March 14, 2003

Image hosting by TinyPic

  

Thanksgiving - 2000

Image hosting by TinyPic

  

Dilber Google Doodle - May 20, 2002

Image hosting by TinyPic 

 

Vincent van Gogh’s Birthday - March 30, 2005

Image hosting by TinyPic

  

Summer Games in Athens - 2004

Image hosting by TinyPic

  

April Fool’s Day - 2000

Image hosting by TinyPic

  

Independence Day in the United States - July 4, 2001

Image hosting by TinyPic 

 

Picasso’s Birthday - October 25, 2002

Image hosting by TinyPic 

 

100th Anniversary of Flight - December 17, 2003

Image hosting by TinyPic

  

Korean Liberation Day - August 15, 2001

Image hosting by TinyPic

  

Vote in Presidential Election - November 2, 2004

Image hosting by TinyPic

  

Edvard Munch’s Birthday - December 12, 2006

Image hosting by TinyPic

  

Google Beta - 1999

+ نوشته شده در  ساعت 1:17  توسط علی اکبرطاهریان 

کادر
خطی است که فضای داخلی را از فضای خارجی جدا می سازد.

مقیاس
تمامی عناصر بصری می توانند تاثیر یکدیگر را تعدیل کنند و تغییر دهند. " اندازه ی شکل ها نسبت به یکدیگر را مقیاس می گویند" عنصری کوچک به نظر نمی رسد مگر آنکه در مجاورت عنصر بزرگتری قرار گرفته باشد و میزان کوچکی آن بستگی به مقیاس آن با شکلهای دیگردارد. مثلا حروفی که ممکن است روی پوستری کوچک به نظر برسند پشت جلد یک کتاب بسیار بزرگ جلوه می کنند. یکی از مهم ترین عواملی که درتعیین مقیاس دخیل است اندازه های بدن انسان است.

تعادل
مهم ترن عامل فیزیکی و فیزیولوژی موثر بر حواس بشر، نیاز او به حفظ تعادل است. به دلیل اینکه انسان می خواهد همیشه پاهایش بر روی زمین استوار باشد و در هر شرایطی وضعیت قائم بدن خود را حفظ کند و در ناخود آگاه بصری خود بیش از هرچیز به وجود تعادل و توازن توجه می کند.
با تمام مراحل علمی این مسئله، هیچ شیوه محاسباتی دقیق تر و سریعتر از احساس غریزه ای خاص که در حواس بشر وجود دارد، نیست.
تعادل، نقطه ی مقابل عدم تعادل یا سقوط است. میل ما به دیدن تعادل هنگام دیدن یا بیان یک پیام بصری به این صورت نمایان می شود که ما آگاه یا ناخودآگاه برای چیزی که می بینیم و یا طرح آن را می کشیم اول یک محور عمودی و یک پایه افقی در نظر می گیریم، این دو با هم مهمترین عوامل ساختمانی هستند که به وسیله آنها میزان تعادل سنجیده می شود. این محور بصری را می توان محور محسوس نام گذارد زیرا با آن که دیده نمی شود ولی در عمل دیدن همیشه به صورت غالب وجود دارد و در واقع یک عامل ثابت ناخودآگاه است.

فشار
بسیاری از پدیده ها در محیط اطراف ما فاقد ثبات به نظر می رسند. دایره مثال خوبی است، از هرسو که به آن نگاه کنیم یکسان به نظر می رسد. ولی ما هنگام دیدن به آن ثبات می بخشیم، به این ترتیب که ابتدا محور عمودی در شکل آن وارد می کنیم تا در آن تعادل برقرار کنیم، سپس با افزودن پایه افقی به عنوان خط مرجع احساس پایداری و ثبات را در آن تکمیل می نماییم. اما اگر یک شعع مایل در دایره رسم شود باعث ایجاد فشار بصری بر بیننده می شود علت این امر آن است که شعاع مایل، بر محور تعادل بصری منطبق نیست و در نتیجه مخل تعادل می گردد.
ارزش وجود فشار بصری بستگی به چگونگی آن در سوژه مورد نظر دارد. یعنی باید دید که با استفاده از فشار در طرح، معنا و هدف مورد نظر به درستی تاکید می شود یا نه؟ اینکه می توان با استفاده از فشار بصری به نگاه بیننده جهت داد یا خیر؟ یا جهت دادن چه اندازه موفق عمل می کند.


نسبت طلایی
برای تعیین برخی از اندازه ها به نسبتهای شکیل و زیبا، معروفترین فرمول، شیوه ای است که یونانیان باستان ابداع کرده اند و به " نسبت طلایی" معروف است . نسبت طلایی در اصل، فرمولی ریاضی و دارای زیبایی بصری است. در این روش : ابتدا مربع را با خطی عمود بر دو ضلع مربع به دو مستطیل مساوی تقسیم می کنند، سپس محل تقاطع آن خط با یکی از اضلاع مربع ( نقطه X) را مرکز دایره ای به شعاع قطر مستطیل قرار می دهند ( فاصله X تا Y) و با ترسیم این دایره و تعیین محل تقاطع آن با امتداد ضلع مربع ( نقطه Z) طول مستطیلی معروف به "مستطیل طلایی" به دست می آید که عرض آن برابر ضلع مربع و است و نسبت این طول و عرض ثابت و دارای زیبایی خاصی است (نسبت اندازه پاره خط C به A با نسبت اندازه A به B یکی است) یونانیان در ساخت بسیاری از اشیا و ابینه و معابد و کوره ها و ... آن را به کار می بستند.

قانون یک سوم کادر نیز در واقع همان مفهوم طلایی است. 4 خط تقسیم کننده یک کادر، خطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند.

مارپیچ طلایی
یکی از ابزارهای ترکیب بندی عکس برای هدایت چشم بیننده به نقطه مورد نظر عکاس، مارپیچ طلایی است. استفاده از این تکنیک در سوژه هایی که با نقاط طلایی سازگار نبوده اند قابل استفاده است. نحوه رسم مارپیچ طلایی نیز به این صورت است.





بُعد سوم
نشان دادن بعد سوم در بسیاری از آثار بصری متکی بر ایجاد نوعی خطای باصره است. کلیه تصاویر دوبعدی مانند تصاویر تلویزیونی، نقاشی، طراحی، عکاسی و فیلم بُعد سوم را به طور مصنوعی و تلویحا القا می کنند. بهترین شیوه ی القای بعد سوم فن پرسپکتیو و همراه با آن چندین فن نظیر سایه زدن است که بر مبنای نحوه ی توزیع نور و سایه قرار گرفته است.
در فن عکاسی، پرسپکتیو عنصر غالب است. عدسی دوربین عکاسی بسیاری از کیفیات چشم را داراست، از جمله القای مجازی بعد سوم، ولی چشم آدمی دارای میدان دیدی به مراتب وسیع تر از عدسی دوربین عکاسی ست.
میدان دید دوربین عکاسی(Scope of field ) تغییر پذیر است، این کار را با استفاده از عدسی هایی با فواصل کانونی مختلف انجام می دهند ولی دوربین عکاسی بدون عمل تحریف نمی تواند از حیث میدان دید با چشم انسان رقابت کند.
عدسی هایی که برای وسیع تر کردن میدان دید ساخته شده اند، نمای منظره را به حد قابل توجهی از حال طبیعی خارج می کنند، به طوری که تصویر مناظر به نظر محدب یا مقعر می رسند. ساختار عدسی های تله فوتو به نحوی است که چشم انسان قادر به دیدن به آن شکل نیست.چون با محدود تر شدن میدان دید در این عدسیها به نظر می آید که فاصله ی موضوع با ناظر کمتر می شود. و در حقیقت سوژه یا منظره بزرگتر و نزدیکتر از آنچه که هست به نظر می رسد.
عدسی های زاویه باز یا واید انگل. میدان دید را وسیع تر می کنند و اگر از نوعی استفاده کنیم که میدان دیدی معادل میدان دید چشم انسان داشته باشد، سوژه به حد زیادی از لحاظ پرسپکتیو مسخ می شود.


تمامی عناصر ذکر شده اجزای ساده و تجزیه نشدنی رسانه های بصری هستند. اینها مواد خامی هستند که ارتباط بصری با استفاده از آنها شکل می گیرد. تک تک این عناصر در حین سادگی و صراحت، قابلیت فوق العاده ای در انتقال اخبار به صورت بصری دارند. نحوه ی قرار گرفتن هر کدام از این عناصر در کادر است که توانایی هنرمند را بیان می کند.

ترکیب بندی
رسیدن به یک معنای خاص در کادر بستگی زیادی به نوع ترکیب بندی آن دارد، علاوه بر آن، ترکیب بندی یک اثر در جلب توجه بیننده نقش مهمی را ایفا می کند. کسی که می خواهد از راه تصویر با دیگران ارتباط برقرار کند، باید نظارت و احاطه ی کامل بر کارش داشته باشد
جای دادن منطقی عناصر تجسمی در فضای مورد نظر، در سطح دوبعدی و یا در فضای سه بعدی، ترکیب بندی یا کمپوزیسیون گفته می شود.

ترکیب بندی، تحت قواعد و اصول معین و محاسبات دقیق انجام میگردد و بین عناصر تصویری، ارتباط، پیوند و روابط منطقی ایجاد می کند.نظم و ترتیب دادن، برنامه ریزی کردن بین عناصر تصویری، منسجم نمودن قسمتها با هم، ترکیب کردن و کنار هم قرار دادن آنها، ساختار و سازماندهی عناصر تجسمی و بالاخره هماهنگ کردن همه ی اجزاء با هم، مفهوم ترکیب را مشخص می کند.علاوه بر این می توانیم ایجاد هماهنگی و مطابقت بین دو یا چند واحد متشابه و یا متفاوت را ترکیب یا کمپوزیسیون بگوئیم.
هر نقش و شکلی که در کادر وجود دارد، نسبت به شکل و فضای اطرافش جلوه و معنی خاص پیدا می کند که ناشی از مجموعه ی فعل و انفعالاتی است که عناصر داخل کادر بر خود و بر بیننده دارند. ( حرکت، ترکیب، ریتم و...)
نیروهای تصویری که از جهات مختلف بر کادر اثر می گذارند موقعیت فضایی آن را ایجاد می کنند.
علاوه بر مواردی که ذکر شد، رنگ، با ارزش های تصویری خاص خود که دائما تحت تاثیر و دگرگونی شرایط فضایی و تابش نور می باشد، و بافت نیز به صورت موثر در مشخص کردن موقعیت فضایی و کیفیات عناصر تصویری بسیار مهم هستند.

ترکیب بندی در عکس
کار ما در کادر بندی عکاسی نوعی شکل دادن بوسیله ی ترکیب کردن است. شاید این سوال پیش بیاید که شکل دادن به چه چیز؟ یا ترکیب کردن کدام عناصر؟
در بوجود آوردن یک اثر هنری شکل دادن به ایده ها، مفاهیم، احساسات و مقاصد عکاسی و ترکیب کردن درست و منطقی عناصر واشکال تصویری و کلیه عناصر منطقی در یک فریم مثل: صفات مشخصه ی سوژه، پیش و پس زمینه، رنگ یا تن مایه های خاکستری، زاویه ی دید، میزان بزرگنمایی( در رابطه با کاهش یا فشرده کردن موضوع با استفاده از لنز واید یا تله) ترتیب و سامان دادن اشکال در کادر، ترتیب و نظم بین اجزا تشکیل دهنده ی درون کادر، محل افق، پخش نور و سایه، سفیدی و سیاهی، کنتراست و...
همه و همه در کار یک عکاس تعیین می نماید که آیا پیام و حس او به وسیله ی اشکال گرافیکی به طور موثر به مخاطب القا شده یا خیر. (اینجاست که شناخت دقیق عناصر بصری و القا حس به وسیله هرکدام از این عناصر به کمک عکاس می آید)
کادر بندی مهمترین وجه " تصویرسازی" است و از از نظر اهمیت مانند تنظیم فاصله ، میزان نورسنجی درست و کلیه امور تکنیکی عکاسی است.ماهیت کادربندی یعنی سامان دادن و منظور تاکید کردن بر روی یک سوژه یا موضوع خاص و نمایش آن با موثر ترین راه . ادوارد وستون Edward Weston گفته است که کادر بندی خوب صرفا" قوی ترین راه دیدن اشیا" است.
انواع ترکیب بندی و نمونه عکس های مربوطه در قسمت بعد آورده می شود.

من هم از مطالب مطروحه بسیار لذت بردم چون اگر مبانی سواد بصری که جزو زیرمجموعه های مبانی هنرهای تجسمی است را یک فرد عکاس جدای از اصول تکنیکی عکاسی مورد مطالعه قرار دهد دوچندان در دید او به عنوان یک هنرمند موثر واقع میگردد.و میتواند پیش زمینه ای برای بحث در زمینه سبکهای هنری باشد و گشایش چنین بحثهایی جای خوشحالی دارد.
اما در مبانی سواد بصری چند نکته را من اضافه کنم:

- ژرف نمایی-پرسپکتیو)دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم سه بعدی است ولی ابزاری که هنرمند به کار میگیرد ، به ویژه آندسته از هنرمندانی که با طراحی ، نقاشی و هنرهای چاپی و ارتباطات بصری از جمله عکاسی سرو کار دارند، دو بعدی (عدم وجود عمق یا ارتفاع) است . اغلب هنرمندان هنرهای تجسمی در غرب به ویژه از اواخر سده چهاردهم تلاش نموده اند ، تا با بهره گیری از روشهای علمی گوناگون ، به سطح دو بعدی کاغذ ، بوم و یا تصویر جلوه ای سه بعدی ببخشند. با این تدبیر تلاش شد تا ماهیت طبیعی فضایی که روی آن طراحی و یا ایجاد تصویر مینمودند نفی گردد و فضایی کاذب از محیط مصنئع و طبیعت اطراف در آن ایجاد شود
- پرسپکتیو از واژه لاتینی perspectiva گرفته شده است و نخستین بار توسط Boethius به هنگام ترجمه رساله "علم نور و بصر" ارسطو به کار گرفته شد . در دوره رنسانس پرسپکنیو معنی" دیدن از ورای صفحه ای شفاف" را به خود گرفت . دیدن از ورای صفحه ای شفاف ، تکرار همان مفهوم فضا از ورای یک پنجره رنسانس بود که این بار به صورت علمی و هندسی مطرح میشد ، بدین گونه که مدل را در مقابل چهارچوبی که شیشه در آن قرار داشت ،می نشاندند و سپس با نصب کاغذ نازکی روی شیشه ، با نقطه چین ، موضوع را به روی سطح دو بعدی منتقل میکردند.
انواع پرسپکتیو)
1- مقامی ) بدین صورت که هنرمند با توجه به شخصیت سوژه و یا اهمیت موضوع فضای بیشتری برای آن در نظر گرفته است و ترکیب مورد نظر را بر اساس آن شکل داده ،که ساده ترین نوع ژرف نمایی است در نقاشیهای قهوه خانه ای ایران در شمایل مذهبی همواره پیکره امامان معصوم بزرگتر و تنومند تر از سایر افراد ترسیم شده است
2-پرسپکتیو با شدت بخشی به کنترست) بسیاری ار هنرمندان با ایجاد اختلاف در میزان شدت تاریکی یا نور در سطح دو بعدی عمق و فضا ایجاد کرده اند، تراکم تاریکی در پلان اول موجب میشود که شبکیه چشم دریافت بیشتری از جسم ، به نسبت دیگر اجزا کند و بدین ترتیب عمقی کاذب در سطح القا گردد
عکسی از اسکار بیلی با بهره وری از این تکنیک

3-اختلاف رنگ) دید انسان نسبت به طیفهای رنگی خالص و شفاف حساسیت بیشتری نشان میدهد و این دسته از رنگها تاثیر بلاواسطه ای روی شبکیه چشم دارند ، بر عکس به هر میزان از خلوص رنگ کاسته شود و یا مثلا با سفید و یا لایه های خاکستری ممزوج گردد، روی شبکیه چشم کمتر تاثیر میگذارند
اثر دیگری از جورج سورا "روز تعطیل در جزیره گراندزات ، ایجاد پرسپکتیو با توجه به اختلاف رنگ واندازه

4- ژرف نمایی با بهره گیری از صراحت و ابهام ) صراحت و ابهام در سطح دوبعدی میتواند ایجاد عمق نماید بدین معنی که هر قدر شی و یا موضوع در تصویر دارای صراحت باشد ، جلوتر به نظر میآید و به عوض چنانچه از صراحت شکل کاسته شود ، دورتر به نظر خواهد آمد
5- ژرف نمایی با اختلاف اندازه و قطر خط ) لازم به توضیح بیشتر نیست
بریژیت رایلی از این شیئه بسیار بهره برده است

-تناسب )عناصر بصری ظرفیت آنرا دارند که یکدیگر را کامل و یل تعریف نمایند به دیگر سخن هیچ شکل بزرگی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه شکل کوچکتری در کنارش قرار گرفته باشد ولی به محض اینکه
همین تعریف مشخص شد،تمام نسبت با افزودن یک شکل دیگر تغییر می یابد ، مقیاس را نه فقط از طریق اندازه نسبی ، بلکه از طریق ارتباط با زمینه یا محیط نیز میتوان شناخت . موضوع تناسب در هنرهای تجسمی نسبی است و هرگز نمیتوان ادعای مطلق بودن را نمود
در شکل زیر مریع در تناسب با زمینه اش بزرگتر به نظر میآید . در صورتی که در شکل بعدی همان مربع به لحاظ اندازه نسبی اش با زمینه کوچک به نظر میآید.

انواع ترکیب بندی- کمپوزیسیون)
1-ترکیب قرینه) نخستین و در عین حال ساده ترین نوع ترکیب است ، این خود نوعی برخورد ساده با مفهوم "توازن" در سطح است ، این نوع ترکیب معرف زمان ، محیط و ذهنیتی آرام ،متعادل ، موزون وایستا است
و همواره ذهن هنرمند مضطرب ،نامتعادل و پویاست ،ترکیب قرینه کمتر در آثار هنرمندان مشاهده میشود
2- ترکیب عمودی ) ترکیب عمودی معرف روحیه ای مثبت و موجب القای کیفیتی ایستا در تصویر است ،
3- ترکیب افقی )ترکیب با حرکت خط افقی کاریست سهل و ممتنع ،ایجاد چند خط افقی روی سطح ابتدا بسیار ساده به نظر میرسد ولی به هنگام تنظیم و القای فضا از طریق آن ،نیازمند خلاقیت ، تمرکز است
4-ترکیب مدور ) دایره را نمادی از آسمان و عالم ملکوت میدانند .در طبیعت ،این شکل سیال و بدون زاویه را میتوان به هنگام بهار ،زمانی که قطرات درشت باران روی سطح آب میچکد ،شاهد بود نیز اگر دستمان را از ناحیه کتف در فضا بچرخانیم متوجه به وجود آمدن دایره خواهیم شد.مسلمانان به هنگام مناسک حج ، در حرکتی دوار کعبه را می ستایند ، ار نظر هندسی این شکل دارای مقاومت و استحکام است و به قول کاندنیسکی دایره ، شکل گسترش یافته یک نقطه است
5- ترکیب متقاطع) از تقاطع خطوط عمودی و افقی در یک تناسب حاصل میشود ، ترکیب متقاطع تضادی را در بر دارد ، تضاد بین ایستایی و نرمش . پیت موندریان نقاش هلندی از این ترکیب بهره برده است
6-ترکیب مثلثی )این نوع ترکیب از جهات بسیاری با ترکیب قرینه شباهت دارد ولی از قوانین آن پیروی نمیکند و به لحاظ ایستایی از استحکام استثنایی برخوردار است
7- ترکیب اریب )حرکت اریب در تصویر ، نمایشی ار عدم ایستایی و تعادل است. حرکت اریب اگرچه در وهله نخست حکایت از ریزش ،عدم پایداری و نابسامانی دارد، ولی همین عوامل منفی ، در ذهن هنرمندی خلاق تبدیل به فضایی سازنده و مثبت گشته و به مثابه یک بیانیه تصویری قابل تعمق در می آید
8- ترکیب متمرکز و غیرمتمرکز ) اگر در روی سطح کاغذی که در اختیار داریم یک نقطه ایجاد نماییم ، تمام توجه به آن نقطه معطوف میگردد.حال با تمرکز و پراکندگی این نقاط میتوانیم هویتی جانبخش به کار بدهیم
9- ترکیب حلزونی) که از نام آن پیداست که به چه شکل صورت میگیرد تابلوی "اخرین شام" از تینتورتو دارای این نوع ترکیب است
10- ترکیب مواج) ترکیبهای مواج به دو گونه معرفی میشوند : نخست ترکیبی که معرف التهاب و اضطراب درون است مثل آثار ونگوگ و دیگری ترکیبهای مواجی که به تنظیمی موزون و حساب شده نزدیک شده است مثل آثار بریژیت رایلی
11-ترکیب منتشر) فضا به مفهوم نیوتونی خود که همه چیز را به صورت توپر ، ایستا و غیر قابل نفوذ معرفی میکند مطرح نیست بلکه در این نوع از ترکیب فضا به مفهوم تداوم زمان و فضا نزدیک و در کل تصئیر تبیین میگردد ، در ترکیب "منتشر" نقطه عطف ، فضای مثبت و منفی ، نور، متمرکز و ایستایی
جایی ندارد و به عوض تداوم ،گسترش، استمرار و پویایی جایگزین آن شده است

-توازن) ایجاد همترازی بصری با اسفاده ازتعدیل وزنی، توازن نامیده میشود .
تعادل ) ایجاد ارتباط و هماهنگی با استفاده از المانهای بصری بدون در نظر گرفتن مقوله توازن ، در جهت ایجاد نظم و انرژی بخشی به اثر بصری تعادل نامیده میشود
مقدمه:

در دنیای امروز که مقادیر روز افزون و قابل توجهی خبر و پیام درسطح جهان از راههایی به غیر از زبان و گفتار به صورت تصویر ( عکس، فیلم و علایم گرافیکی) نقل و پراکنده می شود، دانستن نکاتی در مورد فهم بیشتر و بهتری از اخبار و پیامهای بصری ایجاب می کند.
ما برای بهتر دیدن نیازمند چیزی فراتر از مهارت در یادگیری زبان داریم، . دیدن تصویر و شرکت در فرآیند سازماندهی آن، عملیخلاقاست.
باید در زبان تصویری از حد موهبت طبیعی توانایی دیدنِ تشخیص بصری خود فراتر رویم. امروزه آموختن اصول و عناصر اولیه ی بصری امری واجب است.
به این ترتیب، درست دیدن و درست استفاده کردن از تصویر و پیامهای بصری به طور کلی، فنی است که باید قدم به قدم فراگرفته شود – البته به ضرورت این فراگیری منجر به تبدیل انسان به یک هنرمند نمی شود ولی با این وصف، لزوم آن در زمان حاضر روز به روز برای عده ی بیشتری مطرح می شود.

نکات مهمی که می توان آنها را نکات برجسته ی دستور زبان بصری نامید عبارتند از:

عناصر اولیه بصری( نقطه، خط، شکل، رنگ، جهت و..)
ترکیب بندی یا کمپوزیسیون
شیوه های ایجاد پیام بصری( شبیه سازی، رمز، انتزاع و...)
و در آخر، فنون یا تکنیکهای بصری و شناخت سبک های گوناگون.
امروز، نیروی فرهنگی و جهانی سینما، عکاسی و تلویزیون که همگی متشکل از تصویر هستند، ضرورت آموزش سواد بصری را شدت بخشیده است. این آموزش، هم برای سازندگان ارتباط بصری لازم است و هم برای بینندگان آنها.
موهولی ناگی ( مولی نی) (Moholy- Nagy ) استاد عالی قدر باهاوس(Bau-Haus ) در سال 1935 در این باره چنین اظهار نظر کرده است: " در آینده، بی سواد فقط کسی نیست که قلم را نمی شناسد، بلکه کسی که دستگاه عکاسی را نمی شناسد نیز بی سواد محسوب می گردد" ! این مطالب گام بسیار کوچکی در شناخت این راه عظیم است.


سرآغاز:

هر نقش یا طرح یا تصویری به هر صورت، متشکل از یک سلسله عناصر تصویری اولیه است. منظور عناصری مانند کاغذ، رنگ، فیلم و ... نیست. عناصر اولیه ی بصری محدود و معین هستند: نقطه، خط، شکل، جهت، سایه – روشن یا رنگمایه، رنگ، بافت، بُعد، مقایس و حرکت. این عناصر ماده ی خام تمام اخبار بصری هستند و به شکلهای مختلف با هم ترکیب و تلفیق می شوند. انتخاب این عناصر و نوع بکارگیری آنها و طرز تلفیق با یکدیگر است که کلیت کادر را می سازد.

برای آنکه به فهم و تحلیلی از کل بیان بصری برسیم، بهتر است اول عناصر بصری را جداگانه بررسی کنیم تا به کیفیات آنها بهتر پی ببریم.

نقطه:
ساده ترین و تجزیه ناپذیر ترین عنصر در ارتباط بصری است. نقطه مبدا پیدایش فرم می باشد. وجود یک نقطه، مبین مکانی در فضاست. معمول ترین شکلی که می توان برای نقطه قائل شد گرد بودن است. نقطه ی چهارگوش یا مثلثی شکل به ندرت در طبیعت پیدا می شود(نقطه در معنای عام)
کوچک و بزرگ بودن یک نقطه، بسته به اینکه در چه فضایی قرار گرفته ارزیابی می شود. نقطه ممکن است در سطح مطرح شود یا بصورت حجم و سه بعدی در فضا وجود داشته باشد. از نظر ریاضی، نقطه عنصری ست که هیچ گونه بعدی ندارد و فضایی را اشغال نمی کند و از محل تلاقی دو خط، نقطه تشکیل می شود.
نقطه همچنین کوچکترین نمود بصری یک عنصر تصویری ست( یک نقطه در الفبا، یک برگ در فضا، یک گوی در آسمان، یک لکه روی دیوار، یک گل سرخ در فاصله ی کافی، یک ردپا بر روی برف، یک چراغ روشن در شهر و...)
نقطه ، هرکجا که باشد خواه به صورت طبیعی یا مصنوع دست انسان، چشم را شدیدا به خود جلب می کند. در نتیجه، نقطه به منزله ی یک عنصر تصویری قوی می تواند برای نشان دادن مفهوم" تأکید" مورد استفاده قرار گیرد.
با تکرار نقطه، در ترکیب های متنوع و متعدد، می توان مفهوم" ریتم" را شناخت. با تجمع و تفرق نقطه ها در یک ترکیب جدید، مفهوم" انبساط و انقباض" را می توان نمایش داد ( سورا _ Seurat - نقاش امپرسیونیست فرانسوی، در نقاشی های خود با تکنیک پوینتلیست_ Pointillist _ یا نقطه چینی، این پدیده، یعنی ادغام نقطه ها، دستگاه بینایی انسان را آزمود)
نقطه ی مدور، انرژی تصویری متراکمی را در درون خود زندانی کرده، برعکس نقطه ای به شکل مربع یا مثلث یا شکل های مشابه، انرژی تصویری را در جهت یا جهات اضلاع خود هدایت می کنند.

خط:
دومین عنصر بصری است که از نزدیک شدن تعداد نقاط پدید می آید به طوری که دیگر نقطه ها قابل تشخیص نباشند. می توان گفت خط، نقطه ی در حال حرکت است، یعنی نقطه ایست که در اثر نیرویی که از یک جهت بر آن وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده و به صورت یک عنصر تصویری فعال در آمده، از نظر ریاضی، خط محل تلاقی دو صفحه یا از برخورد دو سطح برهم پدید می آید.خط فقط دارای واقعیت طولی می باشد و فاقد عمق و عرض است.
بر خلاف نقطه که عنصری متمرکز و ثابت است، خط دارای انرژی فعال و متحرک است. خطوط در یک تصویر ممکن است به صورت شکسته، منحنی، صاف، دندانه دار، مواج، پهن و ضخیم و... باشند که هرکدام القاء تصویری خاص و معنا و مفهوم خود را دارند( که اشاره خواهد شد)
قوه ی بینایی انسان نسبت به تاثیر روانی خط و ارزش های هنری آن در یک قاب، حساسیت به خرج می دهد.

خطوط افقی: معرف تعادل، آرامش و سکون است، بیشتر القای حالت غیر فعال، بی حرکت و خوابیده را دارند.
خطوط عمودی: نشانگر ایستایی، نیرومندی و استحکام دارای تعادل و توازن هستند.
خطوط مورب: بیشتر در یک قاب، القا ناپایداری را دارند، نامتعادل و متحرک هستند.
خطوط منحنی: این خطوط بیشتر نرمش و ملایمت را در یک کادر القا می کنند. و دارای حرکتی روان و لغزنده هستند.
خطوط شکسته و زاویه دار: این نوع خطوط در یک کادر معرف حالتی خشن، برنده و سخت هستند، عموما چشم را آزار می دهد و اعصاب را متشنج می کند.

سطح ( شکل):
سومین عنصر بصری است که دارای طول و عرض است. اشکال مختلف هندسی سطح هستند. فضایی دو بعدی که از حرکت خط بر صفحه پدید می آید.
در میان شکل های هندسی( مسطح) سه شکل مثلث، مربع و دایره شکل های هندسی اصلی هستند. سایر شکل های هندسی به نحوی مشتق از همان سه شکل یا ترکیبی از آنها می باشند.هرکدام از این سطوح که در وضعیت و شرایط مختلفی قرار می گیرند، بیان تصویری تازه ای را به خود میگیرند. به هرکدام از این اشکال حالات و خصوصیاتی نسبت داده شده است که یا به علت شکل ذاتی آنها بوده و یا به علت واکنش دستگاه روانی انسانها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و ...

مثلث: مثلثی که قاعده اش پایین باشد، دارای استحکام و شکلی پایدار است. و برعکس، هرگاه بر یکی از رئوس خود بایستد، حالت ناپایدار و تزلزل به خود می گیرد.مثلث، فعالیت، جدال و انقباض را تداعی میکند.

مربع: به این دلیل که از جهت یک ضلع روی زمین قرار می گیرد مستحکم و ایستاست، به مربع حالت بی حرکتی، صداقت و صراحت نسبت داده شده است.

دایره: القای بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را دارد. و در کل به خاطر شکل دورانی اش، نوعی تحرک را القا می کند.


حجم:
حجم یک عنصر تصویری است که دارای سه بعد طول، عرض و عمق می باشد. حجم، سطحی است که در فضا حرکت نموده و از جهت سطح خود در عمق گسترش یافته است. یک حجم ممکن است دارای نظم هندسی باشد یا از فرم نامنظم تشکیل شده باشد. حجم ها از توسعه و بسط سطوح اصلی مثلت، مربع و دایره تشکیل شده اند مانند مکعب، مخروط و کره. و حجم های نامنظم که از سطوح نامشخص بوجود آمده اند مثل صخره و قطعه سنگ و...
شکل وابسته به سطح است و فرم وابسته به حجم است.
حجم تو پُر دارای واقعیت بیرونی است و حجم توخالی دارای واقعیت درونی و بیرونی است.



بافت:
بافت یکی دیگر از عناصر هنرهای تجسمی است که معمولا آنرا تنها با حس لامسه در ارتباط می دانند، در حالیکه اهمیت آن، بیشتر در ارتباط با نیروی خاص و استعداد اکتسابی قوه ی بینایی است که در اثر تجربه به دست می آید.
اگر این عنصر از طریق هر دو حس یعنی لامسه و بینایی تواما تجربه و شناخته شود، ابعاد وسیع تری از مفاهیم را قابل درک می کند.مواد صاف و نرم، زبر و خشن، براق و کدر، مانند چوب، شیشه، پنبه، سنگ، کاغذ و...
چیزی که ما از دوران کودکی بوسیله ی حس لامسه درک می کنیم برای ما ایجاد سابقه ی ذهنی در مورد بافتهای گوناگون می کند، به طوری که با نگاه به بافت فورا زبری و نرمی آن را حس می کنیم! عنصری که به کار گیری آن در یک ترکیب بندی می تواند تاثیرات بی نظیری بر دید مخاطب داشته باشد.

فضا:
فضا مشخص کننده ی موقعیت و وضعیت هر پدیده عینی با سایر پدیده هاست، فضا، وجود هر موجود عینی را در ارتباط با سایر موجودات معین می کند و فضای داخلی، خارجی و میانی را قابل درک می سازد.
فضا مفاهیم متعدد دارد: فضای توخالی، فضای آزاد، فضای سبز، فضای زنده یا مرده، و...
فضا به خودی خود قابل درک نیست، با قرار گرفتن حجم سه بعدی در فضا، موقعیت آن حجم در فضا معلوم می شود و " فضا" موجودیت خود را اعلام می کند.

حرکت:
هر ماده ای در ذات خویش در حرکت و تکاپوست و هر موجودی در طبیعت، از تحرک درونی برخوردار است.حرکت در یک تصویر، ممکن است با نقطه و یا خط ایجاد گردد و به شکل های مختلفی مطرح شود. شکل حرکت ممکن است به صورت مارپیچ، مدور، زیکزاک و راست باشد. جهت حرکت نیز ممکن است بالا، چپ، راست و... باشد. هر عنصر تصویری یا هر شکلی، ممکن است انرژی حرکت را کم و بیش داشته باشد.
مثلا در شکل مثلث انرژی حرکت به جانب گوشه ها و زوایای آن در جریان است، در لوزی به جانب قطرهای کوچک وبزرگ .
هر سطحی با توجه به برتری یک جهت آن، انرژی حرکتی را به جانب همان جهت نشان می دهد و تحت تاثیر کشش های وارده از جهت های مختلف، به سمتی که طول بیشتری دارد حرکت می کند.
مفهوم حرکت را به صورتهای دیگری می توان ادراک نمود، از جمله در اثر تکرار یک عنصر بصری، که این کار بوسیله تکرار عناصر زیادی امکان پذیر است.
مثلا حرکت یک دایره در صفحه بوسیله تکرار مداوم که باعث بوجود آمدن نوعی ریتم نیز می گردد.
عنصر بصری حرکت، مانند بعد سوم و بافت بصری بیشتر به صورت کاذب در سطح دو بعدی طراحی یا بوسیله دوربین ثبت می گردد.
در نقاشی جزییات بسیار ریز روی یک سطح، این توهم را بوجود می آورد که صفحه ی کاغذ دارای آن بافت است و با استفاده از فن سایه روشن و پرسپکتیو توهم برجسته بودن تصویر بوجود می آید. اما ایجاد توهم حرکت در یک شکل ثابت و بی حرکت به مراتب دشوار تر است. بعد از اختراع فن فیلمبرداری ایجاد توهم حرکت با تصاویر به اوج خود رسید.
بهتر است بدانیم که حرکت تصاویر در فیلم نیز واقعی نیست و نوعی خطای باصره است به آن اصطلاحا تدوام در رویت می گویند. یک رشته تصاویر ثابت( 24 فریم در ثانیه) با چنان سرعتی عوض می شوند که قبل از آنکه تاثیر تصویر قبلی از سلسله اعصاب بینایی محو شود تصویر دیگر ظاهر می شود. در نتیجه تصاویر در هم آمیخته به نظر می رسد
(Persistence of vision ) یا خطای رویت.
گاهی در یک کمپوزیسیون یا ترکیب بندی ممکن است به علت ریتم( تکرار یک عنصر) یا آهنگ موجود در آن، حالت حرکت را القا کند.
تکرار یک عنصر در نقاشی یا عکس حالت حرکت را در دید انسان القاء می کند این حس را می توان با کشیدگی تصویر یا استفاده از سرعت شاتر پایین برای ثبت حرکت در عکاسی نیز القا کرد.

توجه داشته باشیم که تمامی عناصر یاد شده در یک ترکیب بندی موفق حتما در جای خود در جهت ایجاد یک حس بصری به کار می روند تا تاثیر گذار باشند. در قسمت بعد ترکیب این عناصر در کادر را بررسی می کنیم
+ نوشته شده در  ساعت 12:29  توسط علی اکبرطاهریان  | 

مهدی صادقی : چندی پیش سایت اعلان خبری را با عنوان "بی هیچ قضاوت 4" درباره تشابه نشانه یکی از بانک‌های کشور ، ارسال کرد. ماجرای طراحی این نشانه طولانی و تا حدودی مبهم به نظر می‌رسد.
در روزگاری که صفحه گرافیک را در روزنامه انتخاب منتشر می‌کرم ، برای گفتگو به سراغ یکی از اعضای انجمن صنفی طراحان گرافیک رفتم و درباره "اخلاق حرفه‌ای" با اسماعیل کیامقدم به گپ و گفت نشستیم. در این بین او به نشانه بانک صادرات اشاره کرد که در 1369 و به سفارش روابط عمومی بانک ، نشانه‌ای را برای این بانک طراحی کرد. به گفته وی پس از ارایه چند اتود اولیه ، یکی از آنها مورد تایید قرار گرفت و اجرا شد. در این بین مسوولان وقت بانک تصمیم می‌گیرند درباره نشانه نهایی شده با استاد ممیز هم مشورت کنند. ایشان هم آن را اندکی تغییر داده و به بانک تحویل می‌دهند.
کیامقدم مدتی بعد متوجه می‌شود که استاد نشانه را به نام خود ثبت کرده و از این رو کار به شکایت و دادخواهی می‌رسد. کیامقدم شکایتش را به کمیته حل اختلاف انجمن صنفی می‌برد ، اما ره به جایی نمی‌برد.
ماجرا می‌گذرد تا سال 1377 که فراخوان انتشار " کتاب نشانه" منتشر می‌شود. نشانه این بانک از سوی هر دو نفر برای کتاب ارسال می‌شود که با پادرمیانی تعدادی از طراحان ، هر دو از اینکه این نشانه به نام آنها منتشر شود منصرف می‌شوند.
مشکل بار دیگر در سال 1381 بروز کرد ، زمانی که یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه هنر ، کتاب "درآمدی بر تحلیل عناصر تصویری در آرم" را تالیف ، گردآوری و منتشر کرد. در صفحه 156 این کتاب ، نویسنده در کنار نشانه بانک صادرات ، این چهار نام را بعنوان طراح می‌آورد:" مظاهری ، سیف ، ممیز ، حجت". مظاهری کارشناس مالی بانک ، سیف مدیر عامل بانک و حجت هم آشنا به مسایل فرهنگی ( مدتی رییس سازمان میراث فرهنگی بود)
در این باره با نویسنده کتاب گفتگوی تلفنی انجام دادم که شرح آن را در صفحه گرافیک روزنامه انتخاب (17/9/82) آوردم. نویسنده یادآور شد که این اسامی از سوی روابط عمومی بانک و به درخواست وی اعلام شده است. نویسنده یادآور شد که در چاپ‌های بعدی ، نام این طراحان را تغییر خواهد داد.
+ نوشته شده در  ساعت 23:0  توسط علی اکبرطاهریان  | 

 

-         چکیده و بی پیرایه نقش زدن , موجز و مجرد جوهر وجود را شکل دادن , همانا رسیدن به بیان ساده نقشمایه است. البته نقشمایه به معنی از کل به جز رسیدن است , جزیی که تمام صفات و خصوصیات کل را دارا می باشد.

-         در هنرهای تجسمی , پالایش یک کل برای رسیدن نقش مجرد کامل و روشن.

-         یک دسته بندی کلی از نقشمایه ها:

الف) نقشهای تزیینی با فرم بسته: طرحای طراحی شده بر روی سفالینه های شوش

ب) نقشهای ملهم از جانداران : طرحهای سفالینه پیش تاریخی , تخت جمشید

ج) نقشهای تزیینی گسترش پذیر : گچبری های برجسته , کاخ کیش , ساسانی

 

+ نوشته شده در  ساعت 22:18  توسط علی اکبرطاهریان  | 

بهتر است بدانید که ذهن خلاق هنرمند در خلا عمل نمی کند .همه در جريان كار و فعاليتهاي روزمره در تماس با پديده هاي طبيعي اند و به گونه هاي مختلف آن را در طول زمان تجربه مي كنند.ولي اين را بايد بدانيد كه تنها ذهن فعال و حساس هنرمند است كه در یک فر آیند پیچیده تاثیراتی را که از طبیعت اخذ می کند به نظم در می آورد و برای شکل عملکردی آن با توجه به ابزاری که در دسترس دارد تنظیمی در خود می یابد و شکلی متناسب با فرهنگ و جهان بینی خود می تراشد خط عنصر اصلی در طراحی است. ترسیم خطوط پیرامونی یک شکل می تواند تصویر اشیاء را به نمایش بگذارد تراکم و انبساط هاشورها حجم و سایه روشن را نشان می دهد با ضخیم و نازک کردن خط در طراحی قسمت های سایه دار مشخشوند و حالت خطوط جنست و بافت اشیاء را از لحاظ نرمی > سختی > استحکام مشخص می کند . در آثار نقاشان طبیعت گرا که شکل های اشیاء به دقت ترسیم شده اندحتما توجه کنید مي بينيد كه وجود خط به عنوان پایه اصلی طرح قابل مشاهده است اگر چه ممکن است تیرگی و روشنی و یا رنگ ها جای خطوط را گرفته باشند ولی در آثار نقاشان امپر سیونیست خط فاقد صراحت است و از ثبات و پایداری بر خوردار نیست. آثار اکسپرسیونیستی خط با اغراق و صراحت بیشتری دیده می شود و همه انرژی بصری خود را به نمایش می گذارد. در آثار انتزاعی خطوط نمایشگر اشیاء نیستند اما نقش آنها در ساختار بصری و هندسی آثار کاملا مشهود است در نقاشی ایرانی خط همواره جایگاهی پر اهمیت دارد و ضمن نمایش طرح و ترکیب اشکال و اجزاء اثر در ایجاد وحدت بصری و ارتباط میان عناصر ترکیب نقش تعیین کننده ای دارد. در طراحی آرم نیز اثر روانی خط با موضوع ارتباط مستقیم دارد.

+ نوشته شده در  ساعت 1:36  توسط علی اکبرطاهریان  |